الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
110
علل الشرايع ( فارسي )
تكرار كرد و ليكن مىشنيدند و سخنش را باور نميكردند چون نااميد شد و تاريكى شب همه جا را فرا گرفت گريست و ( جمله اى بدين مضمون ) گفت : * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * ، و شكايت كرد گرسنگى خود را به خداوند و شب را با گرسنگى بسر برد ، و صبح نمود در حالى كه روزه بود و صبر كرد بر گرسنگى و حمد خداى را بجاى آورد . و يعقوب و خاندانش شب را با شكم سير خوابيدند ، و صبح نمودند در حالى كه زيادى غذاى شب آنها مانده بود ، حقتعالى وحى فرمود بيعقوب در صبح همان شب كه : اى يعقوب ذليل نمودى بندهء مرا و غضب مرا بسوى خود كشيدى و مستوجب تأديب و عقوبت من شدى و باعث گرديدى كه تو و فرزندت مبتلا ببلا شويد . اى يعقوب همانا محبوبترين پيغمبران و گرامىترين ايشان نزد من آن پيغمبريست كه ترحم بمساكين و بيچارگان بندگان مرا بنمايد و با ايشان مجالست و معاشرت نمايد و اطعام كند و پناگاه و ملجأ ايشان باشد . اى يعقوب ترحم نكردى به بندهء من ذميال ( بكسر ذال و سكون ميم ) را با اينكه او بندهء خالص منست و در عبادت من منتهاى سعى و كوشش را مينمايد و باندكى از غذا قانعست و شب گذشته از درب خانهء تو عبور كرد ( و چون روزه بود و افطارى نداشت براى سدّ جوع خود ) شما را صدا زد و طلب غذائى نمود و گفت : طعام دهيد سائل غريب راهگذر را ، و شما او را طعام نداديد ، و ( با حال يأس و نااميدى جمله اى بدين معنى ) گفت : * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * ، و اشك ديدگانش جارى شد و به من شكايت كرد و شب را گرسنه بسر برد و حمد و ثناى مرا بجاى آورد ، و روز را روزه گرفت و تو و خاندان تو اى يعقوب شب را با شكم سير خوابيديد و باقيمانده غذاى شب شما تا صبح باقى بود . اى يعقوب مگر ندانسته اى كه عقوبت و بلا بدوستان من زودتر ميرسد تا